خرید بک لینک
هوالمحبوب پنجشنبه و   جمعه   تا ساعت یازده خوابیدم، چون روز قبلش تا دو بیدار بودم، یه لذتی داره شب نخوابیدن و تا لنگ ظهر خواب بودن که ماه ها بود ازش محروم بودم. برنامه ریزی و روی یک روال طبیعی جلو رفتن

برچسب: نویسنده: هستی اسماعیلی تاريخ: سه شنبه 11 دی 1397 ساعت: 17:22

هوالمحبوب زیباترین لحظه های زندگی، در کنار شما شکل گرفته، شماها نعمت هایی هستین که نمیشه شکر داشتن تون رو درست و حسابی به جا آورد، خنده هاتون شیرینی زندگیه، دلبری هاتون، دردسرهاتون، خرابکاری هاتون،

برچسب: نویسنده: هستی اسماعیلی تاريخ: سه شنبه 11 دی 1397 ساعت: 17:22

هوالمحبوب دارم تلاش میکنم که حال خودم و رو خوب بکنم، راحتتر حرف میزنم، راحتتر اعتراف میکنم و سعی نمیکنم حس واقعیم رو پنهون کنم، اینجوری عذاب کمتری میکشم. حالم خوبه چون رابطهام با خدا هم

برچسب: نویسنده: هستی اسماعیلی تاريخ: جمعه 7 دی 1397 ساعت: 13:31

هوالمحبوب بخش هایی از کتاب تئوری و انتخاب و نوشته ی ویلیام گلاسر: در تئوری انتخاب چیزی که بیشتر از همه توجهم رو جلب کرد و بهم فهموند که چقدر این اشتباه رو در روابط خودم داشتم کنترل بیرونی بود. کنت

برچسب: نویسنده: هستی اسماعیلی تاريخ: جمعه 7 دی 1397 ساعت: 13:31

هوالمحبوب توی عکس اول زل زده ای به گوشه ی کادر، همان جایی که بازوی یار پیداست، روی عکس زوم میکنم، حضورش تمام عکس را پر کرده است، خنده ات از جنس دیگری است، عکس بعدی تویی و چند مرد دیگر، نمی شناس

برچسب: نویسنده: هستی اسماعیلی تاريخ: جمعه 7 دی 1397 ساعت: 13:31

هوالمحبوب امروز با اولیای بچه ها جلسه داشتیم. موضوع جلسه برنامه ریزی و هماهنگی برای آزمون های نیم سال اول بود.چند وقتی بود که جسته و گریخته از زبان مدیر آموزشی مون، میشنیدم که بعضی از اولیا نسبت به

برچسب: نویسنده: هستی اسماعیلی تاريخ: جمعه 7 دی 1397 ساعت: 13:31

هوالمحبوب همیشه دوست داشتم جایی که کار میکنم، یه نیروی فعال و بهدردبخور باشم؛ نه آدمی که بهش اعتماد نمیشه. اما اون دو سال لعنتی توی اون مدرسهی نفرین شده جوری روح و روانم رو بههمریخته که هنوزم

برچسب: نویسنده: هستی اسماعیلی تاريخ: جمعه 7 دی 1397 ساعت: 13:31

هوالمحبوب گاهی و با تمام وجود خسته می شوم از دویدن و نرسیدن، از تلاش کردن و نتیجه نگرفتن، از بی محبتی دیدن و خرج هیچ و پوچ شدن، گاهی دلم خالی می شود، خالی از عشق، خالی از شور زندگی، خالی از انگیزه. ا

برچسب: نویسنده: هستی اسماعیلی تاريخ: جمعه 7 دی 1397 ساعت: 13:31

هوالمحبوب امروز چهل و چهار ساله شد. هنوزم یه رگه هایی از عشق و عاشقی بین شون هست، هنوزم آقاجون به مامان میگه دوستت دارم، هنوزم عاشق اینه که مامان خودش رو براش قشنگ کنه. رابطه شون پیچ و خم زیاد داشته

برچسب: نویسنده: هستی اسماعیلی تاريخ: جمعه 7 دی 1397 ساعت: 13:31

هوالمحبوب صبح سردی بود، از آن صبحهایی که به قول قدیمیها استخوان میترکاند، نشستهبودیم روی صندلیهای چهار نفرهی کوپهی آخر قطار. سیستم گرمایش قطار مثل همیشه خراب بود. سگ لرزه میزدیم و سعی داش

برچسب: نویسنده: هستی اسماعیلی تاريخ: جمعه 7 دی 1397 ساعت: 13:31

صفحه بندی